معماري اسكله هاي دريايي و اهميت آنها
1-1- مقدمه
هدف اصلي از احداث بنا در ايجاد ارتباط موثر و ايمن بين ترابري دريائي و حمل و نقل زميني است. در كشورهائي نظير ايران كه داراي مرزهاي آبي قابل توجهي هستند، براي احداث يك بندر دلايل متعددي وجود دارد كه از آن جمله موارد زير را مي توان بر شمرد:
الف- مسائل سياسي و حاكميت ملي (اهميت كنترل مرزهاي آبي)
ب- دسترسي به منابع سوختي و فسيلي و انرژي هاي پديده هاي طبيعي دريا
ج- دسترسي به ذخائر غني غذايي
د- شكوفائي اقتصادي و بازرگاني و توسعه صنعتي
ه- گسترش مسائل علمي و فني در پديده هاي دريايي
با توجه به اين موارد بنادر را مي توان دروازه مهمي براي رشد و شكوفايي همه جانبه كشورهائي دانست كه از موهبت داشتن مرز آبي برخوردارند. در استفاده از بنادر، شناورها نقش مهمي را برعهده دارند بنحوي كه بوسيله شناورها امكان جابجائي كالا و مسافر از خشكي به دريا و برعكس ميسر مي گردد. از اينرو ايجاد سهولت و ايمني در ارتباط شناور و خشكي بسيار حائز اهميت است كه براي اين منظور لازم است تسهيلاتي براي پهلوگيري شناورها ايجاد شود كه از آن تحت عنوان اسكله نيز ياد ميشود.
اسكله ها از قرنها قبل توسط بشر مورد استفاده قرار مي گرفته و از مصالح ابتدائي و محلي ساخته مي شده است. در سالهاي بعد و بويژه در قرن گذشته و با پيشرفت چشمگير فناوري و علوم دريايي، انواع مختلف اسكله طراحي، اجرا و مورد بهره برداري قرار گرفته است.
احداث بندر در يك كشور معمولاً جزء طرحهاي ملي بوده و بودجه اي ويژه از سوي دولت به آن تخصيص مي يابد. اسكله ها نيز كه از مشخصه هاي اصلي بنادر هستند داراي هزينه طرح و اجراي قابل توجهي بوده و از اينرو طرح اقتصادي اسكلهها صرفه جويي قابل ملاحظهاي در سرمايه ملي را در پي خواهد داشت.
هزينه هاي تعمير و نگهداري اسكله ها نيز بسيار قابل ملاحظه است. عوامل مختلفي در فرسودگي زودرس سازه دخالت دارد كه از آنجمله شرائط اقليمي و عدم استفاده صحيح از سازه و نيز فقدان سيستم نگهداري دائمي است.
اين نمونه و نمونه هاي مشابه، بيانگر اهميت فوق العاده دقت در طراحي است. بعبارت ديگر چنانچه مشاور طرح، در طراحي استفاده از مصالح مرغوب را لحاظ نموده و رعايت استفاده از آن را در اجراي طرح كنترل نمايد و بعلاوه در بهرهبرداري از ضرائب اطمينان مناسب استفاده نمايد، كاهش قابل ملاحظهاي در هزينه هاي تعمير و نگهداري به دنبال خواهد داشت.
در اين سيمنار سعي شده است كه روندي براي طراحي سريع و در عين حال امكان مقايسه بين طرح هاي مختلف ارائه شود تا بتوان طرح اقتصادي را تعيين نمود. در راستاي تحقق اين هدف يك برنامه كامپيوتري مبتني بر فرضياتي كه در فصول آتي خواهد آمد تهيه گرديده است.
1-2- اسكله ها
اسكله ها كه از آنها به عنوان سازه پهلوگير نيز ياد مي شود، عمدتاً براي بارگيري و تخليه كالا و يا پايانه اي براي جابجائي مسافر قابل استفاده اند. صرفنظر از انواع مختلف اسكله، براي هر اسكله سه نقش اساسي زير را مي توان بر شمرد:
الف- تامين پهلوگيري و تكيه گاه مناسب براي كشتيها و تسهيلات مهاربندي
ب- تامين رابطه بين كشتي و خشكي
ج- نقش ديوار نگهبان براي خاكريزي پشت اسكله
اسكله هاي جدا از ساحل[1]، غالباً دو نقش نخست را ايفا نموده، در حالي كه اسكلههاي ساحلي[2] هر سه وظيفه را برعهده دارند.
1-3- سيستم هاي كلي اسكله
با توجه به مشخصات محل اسكله و روشهاي طرح و اجراء سيستمهاي مختلفي براي اسكلهها وجود دارد كه از مهمترين آنها عبارتند از:
الف) اسكله هاي شمع و عرشه
اين نوع اسكله در نواحي داراي خاك نسبتاً سست مطلوبتر بوده در اين حالت بار ناشي از سازه توسط نفوذ عناصر باربر (شمع) در خاك بر لايه هاي زيرين منتقل ميشود. مصالح سازنده اين نوع اسكله عمدتاً بتني يا فولادي و يا تركيبي از آنهاست. با توجه به بافت زمين شناسي (سازندهاي مختلف) ايران، نواحي نظير بندرعباس، براي اجراي اين نوع اسكله ها مناسب است.
ب) اسكله سپري
اين نوع اسكله بوسيله كوبيدن سپر بعنوان عناصر باربر، و پر كردن پشت سپر از مصالحي مانند خاك و احداث عرشه ساخته مي شوند. سپرهاي مورد استفاده ميتوانند بتني، فولادي و يا حتي چوبي باشند.
ج) اسكله هاي وزني
اسكله هاي وزني در خاكهاي سخت كه داراي باربري مناسبي است، قابليت طرح و اجرا دارند. اسكله وزني بوسيله بلوكهائي كه غالباً بتني هستند احداث مي شوند. در ايران و در مناطقي مانند بوشهر، اين نوع اسكله به تعداد زيادي طراحي و اجرا شدهاند.
در ادبيات مهندسي دريا، اسكله هاي موازي ساحل تحت عنوان Wharf ياد شده و اسكله هاي عمود بر ساحل به نام Pier شناخته مي شوند. در انگلستان و بعضي از كشورهائي اروپائي اصطلاحات Quay و Jetty به ترتيب به جاي نامهاي آمريكائي استفاده مي شود.
1-4- انتخاب محل اسكله و مطالعات لازم براي محل انتخابي
ملاحظاتي نظير سهولت اجرا و دسترسي اسكله به سيستم هاي حمل و نقل مستقر در خشكي و نيز با عنايت به وضعيت ژئوتكنيكي منطقه، محل مناسبي براي اسكله انتخاب شده و بعد از انتخاب موقعيت مكاني اسكله، لازم است كه اطلاعات دقيقتري تهيه گردد كه فهرست آنها به شرح زير مي باشد:
1-4-1- مطالعات هيدروديناميكي و جوي
در اين بخش، وضعيت باد، موج و جزر و مد مورد بررسي واقع مي شود.
الف) باد
در مورد باد، شدت، تداوم و جهت آن حائز اهميت است كه دسترسي به اين اطلاعات بايد در مطالعات لحاظ گردد و در صورت عدم وجود اطلاعات و با توجه به اهميت پروژه در اين خصوص تصميم گيري شود.
ب) موج
موج نيز از نظر خصوصيات اصلي يعني ارتفاع، پريود و طول موج در طرح اسكلههاي واقع در آبهاي محافظت نشده (بنادر فاقد تسهيلات تخفيف اثر موج مهاجم مانند موج شكن) حائز اهميت است. در صورت فقدان آمار موج، مشخصات موج از روشهاي متداول (نظير روش S.M.B) تخمين زده مي شود.
ج) جزر و مد
وضعيت جزر و مد منطقه تأثير زيادي بر روي مشخصات اسكله، نظير تراز عرشه اسكله داشته و از اين رو پيش از طراحي حتماً بايستي مورد توجه قرار گيرد.
1-4-2- مطالعات ژئوتكنيكي
هدف از انجام مطالعات ژئوتكنيكي، تعيين پارامترهاي مقاومتي و نشت پذيري لايههاي خاك در محل تاسيسات مورد نظر است و در صورت استفاده از خاك و سنگ به عنوان مصالح قرضه، پارامترهاي مذكور، براي مصالح ريخته شده بايد تعيين شوند. دسترسي به فاكتورهاي ژئوتكنيكي، نيازمند حفر گمانه و انجام آزمايشهاي صحرايي بوده و آزمايشهاي لازم ديگري نيز بايستي بر روي نمونه هاي اخذ شده انجام شود.
تعداد و عمق گمانههاي حفاري و نيز نوع آزمايشهاي خاك بستگي به اهميت پروژه و نوع اسكله و وضعيت لايه هاي خاك دارد. بطور مثال اگر لايه هاي خاك محل، از يكنواختي نسبي برخوردار باشد، مي توان گمانه كمتر و در صورت وجود تغييرات غيرقابل پيش بيني، گمانه هاي بيشتري حفر نمود. گمانه زني بايستي در امتداد محورهاي مشخصي صورت گيرد كه اين محورها مي تواند محور تقارن اسكله را شالم شوند. در صورتيكه لايروبي نيز در طرح احداث اسكله مطرح باشد، نمونه برداري سطحي از مسير كانال دسترسي و حوضچه لازم مي باشد.
1-4-3- بررسي هاي هيدروگرافي و توپوگرافي
وجود نقشه هاي هيدروگرافي براي طراحي هر نوع سازه دريائي در كليه مراحل لازم است. در مرحله تصميم گيري، وجود اين اطلاعات كمك شاياني در انتخاب محل مناسب بندر و اسكله با توجه به فرم ساحل و وضع طبيعي دريا مي نمايد.
2-1- مقدمه
اسكله هاي شمع و عرشه كه از آنها تحت عناوين سازه با عرشه معلق[3] يا اسكله با ساختمان باز[4] نيز ياد مي شود، ممكن است از فولاد، بتن يا چوب و يا تركيبي كه از آنها ساخته شده باشند. در اين سازه ها مقاومت شمعها ناشي از مقاومت نوك و يا اصطكاك جداره و يا تركيبي از آنهاست. عرشه اين سازه ها، عموماً براي توزيع بارهاي افقي بين عناصر ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد.
2-2- تناسب كاربرد
اسكله هاي شمع و عرشه به پيشنهاد آئيين نامه دريائي انگلستان (1989، مرجع 14) در شرايط زير مناسب اند:
الف) خاك بستر شامل يك لايه سست مستقر بر روي لايه اي مقاوم است.
ب) دسترسي به خاكريزي مناسب مورد استفاده در اسكله هاي ديوار ساحلي (اسكلههاي داراي نگهبان) ممكن نيست.
ج) به حداقل رساندن تزاحم سازه و رژيم هيدروليكي.
د) زياد بودن عمق آب.
لازم به ذكر است كه در صورت استقرار سازه بر روي بستر سنگي، بستر بايستي قبل از اجراي شمعها آماده شده باشد.
2-3- كاربردها
اسكله هاي شمع و عرشه، عموماً براي سازه هاي پهلوگيري موازي ساحل و نيز اسكله هاي انگشتي عمود بر ساحل مورد استفاده قرار مي گيرند.
در اسكله هاي موازي ساحل، سازه روي يك شيب مشخص ساخته مي شود كه اين شيب از سطح لايروبي شده مجاور وجه پهلوگيري تا سطح زمين پشت اسكله امتداد يافته است. لازم به ذكر است كه عمق لايروبي از آبخور كشتي هاي پهلوگيرنده متاثر است.
2-4- انواع اسكله هاي شمع و عرشه
نوع سازه به روشهاي مورد استفاده جهت تامين مقاومت در برابر بارهاي افقي اعمال شده و به آن و نيز نحوه توزيع بارهاي قائم در شمعها وابسته است.
جدول 2-1 تقسيم بندي پيشنهادي آئين نامه انگلستان (1989، مرجع 14) را نشان مي دهد.
جدول 2-1: تقسيم بندي انواع اسكله هاي شمع و عرشه
نوع سازه | كاربرد | انعطاف پذيري | روش مقاومت در برابر بار افقي | شكل |
تمام شمعها قائم | اسكله هاي عمود بر ساحل | انعطاف پذير | خمش شمعها | (2-2) |
تمام شمعها قائم | اسكله هاي موازي ساحل | نيمه صلب | خمش شمعها+ مقاومت خاك پشت ديوار | (2-1) |
تمام شمعها قائم همراه پشت بند افقي | اسكله هاي موازي ساحل | نيمه صلب | خمش شمعها+ پشت بند افقي+ مقاومت پاسيو خاك | - |
تمام شمعها قائم همراه عضو مهار شده به ساحل | اسكله هاي موازي ساحل | صلب | مهار + ديوار نگهبان | (2-3) |
شمعهاي قائم و مايل | تمام انواع اسكله ها | صلب | شمعهاي مايل | (2-4) |
تمام شمعهاي مايل | اسكله هاي عمود بر ساحل | صلب | خمش شمعهاي مايل (تحمل بار عرضي)، شمعهاي مايل طولي و مهارها (تحمل بار طولي) | - |
اسکله شمع و عرشه
اسکله شمع و عرشه (Suspended deck structures)
اسکله های شمع و عرشه تماماً با نمایی باز اجرا می شود به همین دلیل به آن اسکله باز (open-type) می گویند. این نمونه اسکله از انواع بسیار متعارف اسکله در بنادر خلیج فارس است. آب می تواند از زیر این سازه عبور کند، بنابراین می تواند در محل هایی که درمعرض جریان شدید آب قرار دارند مانند اسکله های کنار رودخانه ای مورد استفاده قرار گیرد. دراین سیستم نیروهای قائم توسط شمع هایی که درون بستر کوبیده می شوند بصورت اتکایی، اصطکاک جانبی و یا مجموعه آنها تحمل میشوند. نیروهای جانبی به طرق مختلفی باربری می شوند. عمدتاً عرشه بتنی سازه، بارهای جانبی را در المانها توزیع می نماید.
اجزاء اسکله شمع و عرشه
در این نوع از اسکله هامعمولاً از شمعهای فولادی و بتنی پیش ساخته با مقاطع دایره ای یا مربعی استفاده میشود. در این حالت شمعها تا عمق مناسب که پایداری و استحکام اسکله را تامین نماید کوبیده میشوند. البته در بنادر کوچک(بنادر صیادی محلی) و بنادر قدیمی می توان شمع های چوبی را نیز مشاهده کرد که اگر از چوب مناسب و عمل آوری شده در ساخت آنها استفاده شده باشد، هنوز هم سالم و قابل بهره برداری هستند.
اسکله با شمع چوبی
یکی از مزایای اسکله های شمع و عرشه عملکرد خوب آنها در مناطق زلزله خیز است. و اگر در ساخت آنها از شمع های مایل جهت تامین باربری جانبی استفاده نشده باشد یا شمع های مایل با اتصال مفصلی اجرا شده باشند، می توانند زلزله های مختلفی را پشت سر بگذارند.
استفاده از شمع های مایل موجب می شود که سختی این اسکله ها در هنگام زلزله، در محل اتصال شمع مایل به شدت افزایش یابد و عرشه در آن ناحیه تخریب گردد که پس از آن نیز در بار گذاری های بعدی زلزله کاهش مقاومت در آن ناحیه موجب گسترش خرابی و از بین رفتن اسکله می شود. لذا اکیدا توصیه شده است که شمع های مایل در ساخت این اسکله ها به کار نرود و در صورت استفاده بصورت اتصال مفصلی استفاده شود.
اسکله بزرگ شمع و عرشه
اسکله های شمع و عرشه به نسبت سایر اسکله ها معمولا هزینه ساخت بالاتری را دارند و عملیات شمع کوبی بسیاری را تحمیل می کنند با این وجود در مناطقی که خاک بستر سست می باشد و باربری کافی را ندارد مجبور به استفاده از این نوع اسکله ها هستیم. استفاده از شمع های فولادی در این نوع اسکله ها نیازمند تمهیداتی مانند حفاظت کاتدیک مستمر و پوشش مناسب در ناحیه پاشش آب می باشد در غیر اینصورت با زنگ زدن و کاهش ضخامت شمع ها ظرفیت اسکله کاهش یافته و تخریب می گردد.
اجرای دال بتنی اسکله شمع و عرشه
اجرای تیر بتنی روی شمع
شمع های بتنی از لحاظ خوردگی مقاومت بیشتری را دارند و در صورتی که بصورت پیش ساخته و با رعایت نکات فنی در مورد جلوگیری از نفوذ یون کلر (حداقل سیمان ۳۵۰ تا ۴۰۰ کیلوگرم، نسبت آب به سیمان پایین، عمل آوری مناسب، استفاده از پوزولان در طرح اختلاط، مراقبت در برابر ترک به هنگام حمل و جابجایی و … ) تهیه شده باشند می توانند تا سال ها بدون نیاز به مراقبت مورد استفاده قرار گیرند.
کوبش شمع در دریا
شمع های بتنی توخالی که به نام شمع های سانتریفیوزی نیز معروف هستند در ساخت اسکله های شمع و عرشه بکار می رود که دارای وزن مرده کمتر، مقاومت بیشتر در برابر خوردگی آب دریا، کوبش راحت تر می باشند و بخوبی نیز به یکدیگر متصل می شوند. البته در صورتی که در زمین های سخت بکار روند و یا با لایه سخت برخورد کنند کوبش آنها با چکش قوی موجب ایجاد ترک خواهد شد و به همین منظور باید در مراحل کوبش به این مساله دقت کرد.
2-5- روشهاي متداول اجراي اسكله هاي شمع و عرشه
اسكله ها و بطور كلي بنادر را به دو روش اصلي مي توان ساخت:
2-5-1- روش ساخت در دريا
در اين روش، سازه در محلي از دريا كه قبلاً مشخص شده است، در يك محيط كاملاً دريائي ساخته مي شود و اين روش از لحاظ تكنولوژي و مهارت نيروي انساني حائز اهميت است.
2-5-2- روش ساخت در خشكي
در اين روش كه در ايران متداول است، ابتدا تسهيلات بندري در خشكي ساخته شده و سپس در بندر آبگير مي شود. از نظر اقتصادي، در شرايط مختلف، هر كدام از دو روش مزبور ممكن است توجيه داشته باشد. دراين نوشته روش اول يعني ساخت در خشكي مورد نظر است از اينرو در ادامه جزئيات بيشتري از اين روش ارائه ميگردد. مراحل اجراي اسكله هاي شمع و عرشه در خشكي شامل مراحل زير است:
الف) عمليات خاكي
در اين مرحله، محل احداث اسكله تا عمق مورد نظر (كه معمولاً تراز لايروبي پاي اسكله است)، خاكبرداري شده و بستري مناسب (پلاتفرم) جهت استقرار دستگاه حفار تهيه مي گردد.
ب) حفاري محل شمعها
پس از تعيين محل دقيق شمعها به وسيله عمليات نقشه برداري، عمليات حفاري آغاز شده و شمع تا عمق مورد نظرحفاري مي شود. در اين شرائط به علت ريزشي بودن خاك، داخل چاه شمع با پنتونيت پر مي شود كه البته در خاكهاي بسيار سست كه امكان ريزش دهانه چاه در اثر استقرار دستگاه حفار در انتهاي حفاري وجود دارد، پيش از حفاري لوله هاي فولادي در ادبيات اجرائي تحت عنوان كيسينگ[5] خوانده ميشوند.
ج) آرماتورگذاري شمع
سبدآرماتوري كه قبلاً بافته و آمدهشده است توسط جرثقيل و با اعمال رواداريهاي مجاز مكاني درون چاه شمع مستقر شده و در پايان اين مرحله، سبد آرماتور به صورت قائم و مستغرق در نبتونيت، درون چاه شمع قرار خواهد گرفت.
د) بتن ريزي شمعها
پس از استقرار ميلگردهاي شمع، در صورت مناسب بودن شرائط عمليات بتن ريزي كه عموماً با روش ترمي صورت مي گيرد، آغاز شده و با شروع بتن ريزي از انتهاي شمع، بنتونيت از شمع خارج و توسط دستگاهي ديگر مجدداً بازيافت و استفاده ميشود.
ه) قالب بندي ستون
با آمادگي و سطح مجاور شمع، بخش فوقاني شمع كه به ستون گفته مي شود قالب بندي شده و براي ادامه عمليات آماده مي شود.
و) آرماتورگذاري و بتن ريزي ستون
پس از آرماتورگذاري ستون، عمليات بتن ريزي انجام مي شود.
ز) اجراي تير كلاهك و عرشه
تير كلاهك[6] تيري است كه در پيشاني اسكله براي تامين سختي جانبي بيشتر و سطح مناسب جهت استقرار ضربه گيرها طراحي و ساخته مي شود. با رسيدن به تراز عرشه، تير مزبور و عرشه بتني اجرا مي شوند البته با توجه به سيستم عرشه (معمولاً دال ويتر)، اجراي دال مستلزم داربست بندي است. نظر به طول نسبتاً بلند ستونها و طرح مباحثي مانند كمانش، معمولاً طراحان ترجيح مي دهند كه در ترازي در حدود تراز حداقل جزر، از يك مجموعه تيرهاي سخت كننده استفاده نمايند. استفاده از اين تيرها، علاوه بر تامين سختي جانبي بيشتر، و كنترل طول كمانش ستونها، پايه اي مناسب را جهت استقرار داربست مربوط به قالب بندي و بتن ريزي عرشه مهيا ميكند.
ح) اجراي راههاي دسترسي و آبگيري اسكله
راههاي دسترسي (پل دسترسي) به اسكله نيز داراي روند اجرائي مشابه با سازه اصلي بوده و پس از اتمام اجراي آن اسكله آماده آبگيري است. جهت آبگيري، اب دريا توسط پمپ به داخل حوضچه (كه قبلاً تراز لايروبي مورد نظر رسيده است)، منتقل شده و عمليات اجرا، با حذف سد موقت بين حوضچه و دريا و لايروبي ورودي حوضچه تا تراز مطلوب به پايان مي رسد.
3-1- مقدمه
در فصل حاضر نكات آئين نامه اي طراحي اسكله هاي شمع و عرشه ارائه گرديده و مباني ارائه شده در اين فصل بعنوان فرضيات طراحي اسكله و بارگذاري آن منظورشده است.
3-2- پارامترهاي مهم طراحي
اصلي ترين پارامترهاي طراحي يك اسكله عبارتند از:
3-2-1- ابعاد و ظرفيت كشتي ها
در شروع طرح يك اسكله، وزن و اندازه بزرگترين كشتي پهلوگيرنده بايستي مشخص گردد. اين پارامترها مبناي تمام طرحهاي بعدي خواهد بود.
از روي آبخور كشتي ها اندازه آبخور اسكله و از مقدار وزن و اندازه كشتي، طول و عرض اسكله مشخص مي شود. براي طراحي يك اسكله اطلاعات زير در رابطه با كشتي مورد نياز مي باشد:
الف) ظرفيت و ابعاد كشتي (بزرگترين كشتي) پهلوگيرنده، شامل طول و عرض و آبخور.
ب) تعداد كشتي هاي پهلوگيرنده.
ج) زمان تخليه و بارگيري كشتي ها.
د) ابعاد و وزن كالاهائي كه تخليه و يا بارگيري خواهند شد (براي طراحي تجهيزات تخليه و بارگيري).
3-2-2- نوع تخليه و بارگيري
اين عامل در اسكله يك مسئله اساسي مي باشد. در اسكله هاي نفتي و مايعات، از سيستم پمپ استفاده مي شود، بنابراين اين گونه اسكله ها مي تواند بصورت سبك ساخته شود. اسكله غلات و مواد معدني عمدتاً داراي تجهيزات تسمه نقاله براي تخليه و بارگيري مي باشند.
براي كالاهاي عمومي از جرثقيل ها استفاده مي شود كه داراي چهار نوع عمده زير است.:
الف) جرثقيل ثابت.
ب) جرثقيل متحرك روي ريل كه در طول كشتي حركت مي كند.
ج) جرثقيل تلسكوپي كه منطقه زيادي را پوشش مي دهد.
د) جرثقيل هاي شناور كه غالباً براي تخليه كشتي هاي پهلوگيرنده دور از ساحل بكار مي رود.
3-2-3- ظرفيت بندر
براي محاسبه تعداد اسكله لازم، طول لازم براي پهلوگيري كشتي ها و ظرفيت وسائل تخليه و بارگيري، داشتن ظرفيت سالانه بندر ضروري است. براي تعيين ظرفيت بندر بايستي كليه عمليات مربوط به پهلوگيري، مهاربندي، تخليه و بارگيري با زمانهاي مربوطه در نظر گرفته شوند. در اين روند، لازم است شرائط بد آب و هوائي، شرائط جزر و مدي و كلاً شرائطي را كه در انجام عمليات يك بندر وقفه ايجاد مي كند، مورد بررسي قرار گيرد.
3-2-4- موج طرح
آئين نامه ژاپن سرعت باد بحراني و ارتفاع موج بحراني در حوضچه را براي مصونيت كشتي ها در بندر به شرح جدول (3-2) معين كرده است (1991، مرجع 6).
جدول 3-2: سرعت باد و ارتفاع موج بحراني در شرائط مختلف
اندازه كشتي | مشخصات باد و موج | مهار بهاسكله | لنگر اندازي | وضعيت بحراني براي ورود به بندر |
1000-300 تن | سرعت باد (متر بر ثانيه) | 20 | 30 | 25 |
ارتفاع موج (متر) | 0و7 | 1 | 1.5 |
5000-1000 تن | سرعت باد (متر بر ثانيه) | 20 | 30 | 20 |
ارتفاع موج (متر) | 0و7 | 1.5 | 1.5 |
بيش از 5000 تن | سرعت باد (متر بر ثانيه) | 20 | 30 | 15 |
ارتفاع موج (متر) | 1 | 1.5 | 1.5 |
3-2-5- عمق لايروبي حوضچه و كانال دسترسي
براي محاسبه پي اسكله ها، مخصوصاً اسكله هاي وزني و سپري، مقدار عمق لايروبي داخل حوضچه و يا بي اسكله بسيار حائز اهميت است. در اسكله هاي سپري، معمولاً پاي اسكله بعد از تمام شدن سپر كوبي، لايروبي مي شود، در محاسبه عمق لايروبي عوامل زير موثرند:
الف) مقدار متوسط حداقلتراز جزر (M.L.L.W)
ب) حداكثر آبخور كشتي
ج) تركيبي از حركات مختلف كشتي (دوران حول محورهاي سه گانه كشتي)
د) فاصله اطمينان مورد قبول
ه) جنس بستر دريا
3-2-6- طول اسكله
طول اسكله بر مبناي تعداد كشتي هائي كه بطور همزمان در كنار اسكله پهلوگيرنده تعيين مي گردد. در طول اسكله نوع دو طول كشتي از عوامل تعيين كننده است. طول پهلوگير بايستي به اندازه طول كشتي بعلاوه فاصله مورد نياز بين كشتي ها به هنگام پهلوگيري و جداسازي از اسكله باشد. در طرح جامع بنادر ايران طولهر پهلوگير براي
ب: كشتي هاي باركش كوچكتر كنارهر دو اسكله با يك رديف قايقهاي باري و يك راه عبور با پهناي چهار برابر عرض كشتي هاي مذكور موجود باشد بطوريكه دو كشتي بتوانند از كنار هم عبور كنند.
ج: در بنادر رودخانه اي[7]، بايستي عرض راههاي آبي آنقدر باشد كه بتوان يك رديف ستون مهار بند در وسط معبر بعنوان لنگر گاههائي جهت كشتي ها، قرار داد، تا اين گونه كشتي ها بتوانند بارشان را مستقيماً به قايقهاي باري و رودخانه پيما تخليه نمايند.
3-2-9- ارتفاع اسكله
ارتفاع اسكله با توجه به آبخور كشتي و تغييرات سطح آب بر اثر جزر و مد تعيين مي گردد. آئين نامه هاي مختلف براي ارتفاع اسكله، اعداد متفاوتي را پيشنهاد كردهاند. طرح جامع بنادر ايران، حداقل ارتفاع اسكله را براي كشتي هاي اقيانوس پيما برابر 20 متر بالاتر از متوسط مدهاي بزرگ (MHHW) يا 5/0 متر بالاتر از حداكثر مد (EHW) تعيين نموده است. اين ضابطه براي بنادر كوچك خليج فارس 1 متر بالاتر از (MHHW) و براي بنادر درياي خزر 5/2 متر بالاتر از متوسط سطح آب دريا (MSL) توصيه شده است. (1977، مرجع 7) شاپن ارتفاع كلي اسكله را از كف دريا، برابر مجموع حداكثر آبخور كشتي طرح و حداكثر تغييرات سطح آب به اضافه 2 تا 3 متر توصيه كرده است (1982، مرجع 1) آئين نامه كارهاي دريائي ژاپن در مورد ارتفاع اسكله هاي چسبيده به ساحل و يا ديوارهاي ساحلي اعداد جدول 3-5 را پيشنهاد نموده است. (1991، مرجع 6)
جدول 3-4: ارتفاع اسكله براي كشتيهاي مختلف
نوع اسكله | اختلاف جزر و مد |
كمتر از 3 متر | بيشتر از 3 متر |
اسكله براي كشتي هاي بزرگ (آبخور 5/4 متر يا بيشتر) | 2/0-1/0 متر | 5/1-5/0 متر |
اسكله براي كشتي هاي كوچك (آبخور كمتر از 5/4 متر) | 5/1-5/0 متر | 0/1-3/0 متر |
اين اعداد حداقل ارتفاع اسكله بالاتر از (MHHW) را نشان مي دهد. در هر صورت ارتفاع اسكله بايد به نحوي انتخاب شود كه موج به زير اسكله برخورد نكند.
3-3- بارگذاري اسكله هاي شمع و عرشه
3-3-1- بار مرده
بار مرده عبارت است از بارهائي كه مقدار آنها با توجه به نحوه بهره برداري و زمان تغيير نمي كند. بعضي از انواع اين بارها را مي توان بصورت زير بر شمرد:
الف) وزن سازه، شامل وزن كليه المانها مثل پايه ها، ديوارها، تيرها، دال ها و ساير اجزاء نصب شده در سازه. در طرح اوليه مي توان بار ناشي از وزن عرشه بتن مسلح را تقريباً برابر 9/1 تن بر متر مربع در نظر گرفت.
ب) وزن ماشين آلات دائمي بر روي سازه مثل جرثقيل ثابت مستقر بر روي عرشه.
3-3-2- بار زنده
بارهاي زنده، بارهائي هستند كه با توجه به نحوه بهره برداري از سازه داراي مقادير مختلف بوده و در موقعيتهاي مختلف بر سازه اعمال مي گردد. با توجه به اين تعريف موارد زير را جزء بارهاي زنده مي توان بر شمرد:
الف) وزن وسايل و ماشين آلات مورد استفاده، كه داراي محل ثابتي نيستند نظير كاميونها و جرثقيلها براي كاميونها آئين نامه هاي مختلف، توصيه هائي ارائه نمودهاند كه مثلاً براي بارگذاري كاميون طرح مي توان از ابلاغيه منفي شماره 11 وزارت راه و ترابري استفاده نمود (1994، مرجع 2). در مورد جرثقيل ها نيز مي توان مشخصاتي را كه توسط سازنده براي جرثقيل اعلام مي شود را مبنا قرار داد.
ب) وزن كالاهاي انباشته شده بر روي سازه
براي در نظر گرفتن بار ناشي از اين كالاها، در اكثر آئين نامه ها مرسوم است كه از سربار گسترده استفاده مي شود. اندازه اين بار گسترده در ارتباط مستقيم با نوع اسكله و بهره برداري از آن است. در طرح جامع بنادر ايران بارهاي گسترده براي موارد مختلف ارائه گرديده است. اين مقادير با توجه به نوع اسكله ساير مسائل 5/1 تا 5 تن بر مترمربع متغير است.
مثلاً براي اسكله هاي نفتي و سازه هاي مشابه كه مواد خام يا مواد فله را بوسيله لوله يا تسمه نقاله تخلين و بارگيري مي كنند بار زنده 5/1 تن بر مترمربع در نظر گرفته مي شود در اسكله هاي مورد استفاده براي جابجائي فلزات سنگين و اسكلههاي مورد استفاده كشتيهاي كانتيزبر، بار فوق حتي به مقدار 5 تن بر مترمربع هم بالغ ميشود. (1977، مرجع 7)
ج) نيروهاي وارد بر سازه در خلال استفاده از آن
ج-1) نيروي ناشي از پهلوگيري كشتي
در هنگام پهلوگيري كشتي، به سازه پهلوگير نيروهائي اعمال خواهد شد كه اين نيروها از اولين لحظه تماس تا هنگامي كه كشتي كاملاً مهار شود تداوم خواهد داشت، اندازه اين نيروها علاوه بر ابعاد كشتي طرح و سرعت پهلوگيري، به نوع و ضريب ارتجاعي ضربه گيرها نيز وابسته است. در حالتي كه خاكريزي در پشت اسكله هاي پهلوگيري استفاده شود، بارهاي افقي ناشي از ضربه توسط نيروي مقاوم[8] خاك پشت ديوار خنثي مي شود و به اين علت اينگونه اسكله در مقابل ضربه هاي افقي كمتر دچار شكست كلي مي شوند. در اسكله هاي ديوار ساحلي[9]، به علت محصور شدن آب بين بدنه كشتي و ديوار اسكله مقدار ضربه تا حدودي مستهلك خواهد شد. در محاسبه ميزان انرژي ناشي از پهلوگيري آئين نامه هاي مختلف روشهاي متفاوتي را ارائه كرده اند كه در ادامه روش آئين نامه ژاپن در اين خصوص تشريح مي گردد. (1991، مرجع 2)
ج-1-1) انرژي پهلوگيري
در اين روش پهلوگيري كشتي از رابطه زير قابل محاسبه است:
(3-1)
كه در اين رابطه:
:g شتاب ثقل
:W وزن جابجائي كشتي (tf)
:V سرعت برخورد كشتي در هنگام پهلوگيري و برخورد با ضربه گير (m/s) مولفه عمود بر سطح مد نظر است.
:Ce فاكتور خروج از مركز
:Cm فاكتور خروج مجازي
:Cs ضريب نرمي (براي حالت استاندارد برابر 1 مي باشد)
:Cc ضريب شكل پهلوگير (براي حالت استاندارد برابر 1 مي باشد)
در محاسبه انرژي پهلوگيري ذكر چند نكته حائز اهميت است:
الف) با توجه به رابطه نسبي بين وزن مرده (D.W) وزن جابجائي كشتي (D.T) روابط زير قابل استفاده اند:
(3-2)
(3-3)
در اين روابط
ب) ضريب نرمي Cs نسبت بين انرژي پهلوگيري و انرژي جذب شده بوسيله تغيير بدنه كشتي است. معمولاً انرژي جذب شده توسط بدنه كشتي كم بوده و از اينرو Cs=1.0 مورد استفاده قرار مي گيرد.
ج-1-2) سرعت برخورد كشتي
كشتيهاي مخصوص، نظير كشتي هاي مسافر بر و كشتي هاي كانتيز بر (كشتيهاي سيستم RO-RO) يا كشتيهاي كوچك مخصوص محل كالا، گاهي اوقات روشهاي پهلوگيري متفاوتي نسبت به كشتيهاي بزرگ بر مي گزينند مثلاً پهلوگيري را با استفاده از نيروي خود، بدون كمك يدك كش و يا با جابجائي موازي اسكله انجام مي دهند.
ج-1-3) فاكتور خروج از مركزيت
اين فاكتور از رابطه زير بدست مي آيد:
(3-4)
در رابطه قبل داريم:
:L فاصله اندازه گيري شده به موازات تجهيزات مهاربندي از نقطه تماس كشتي و اسكله تا مركز ثقل كشتي (m)
:r شعاع طولي چرخش كشتي (m)
رابطه (3-4) با ملاحظاتي نظير نحوه پهلوگيري توسط كاپيتان كشتي (مهارت وي)، مشخصات كشتي و نحوه قرارگيري ضربه گيرها بدست آمده است. در هنگام پهلوگيري به موازات محور طولي اسكله و در خلال عكس العمل ضربه گيرها، شناور شروع به چرخش[10] حول نقطه تماس نموده و نيز حول محور طولي خود هم دوران[11] مي كند (1989، مرجع 10)
در نتيجه بخشي از انرژي جنبشي مضمحل مي گردد اما استهلاك ناشي از چرخش حول نقطه تماس كمتر از دوران حول محور طولي بوده و قابل اغماض است. در تعيين رابطه فاكتور خروج از مركزيت، استهلاك ناشي از چرخش ملحوظ گرديده است. (1991، مرجع 6)
انواع درجه هاي آزادي براي يك جسم شناور
ج-1-4) فاكتور جرم مجازي
اين عامل از رابطه زير براي حالت استاندارد محاسبه مي گردد:
(3-5)
در اين رابطه:
:Cb ضريب بلوك
:d آبخور كشتي
:B پهناي كشتي (عرض موثر)
:L طول كشتي
: وزن مخصوص آب دريا
در استفاده از رابطه (3-5) نكات زير قابل توجه است:
الف) در زمان پهلوگيري كشتي هم جرم كشتي (Ms) و هم جرم آب اطراف كشتي در يك زمان تحت شتاب ناشي از ضربه واقع مي گردند. بنابراين نيروي اينرسي جرم آب بايد به جرم كشتي افزوده گردد. با توجه به مطالب مذكور ضريب جرم از رابطه زير قابل محاسبه اسن:
(3-6)
در رابطه قبل:
:Cm فاكتور جرم مجازي
:Ms جرم كشتي (جابجائي كشتي تقسيم بر شتاب جاذبه)
:Mw جرم افزوده اطراف كشتي
ب) معادله توسط يودا (Ueda) پيشنهاد شده است و اساس آن نتايج مشاهدات محلي و مدلهاي آزمايشگاهي است. (1991، مرجع 6)
ج-2) نيروي ناشي از مهاربندي كشتي
نيروي مهاربندي كه توسط كشتي به اسكله ها اعمال مي گردد ناشي از مهار كشتي به سازه مي باشد كه هم از طريق تماس بين كشتي و سازه و هم از طريق كشش در طنابهاي مهاربندي ايجاد مي گردد. اين نيرو در بنادر و محيطهاي حفاظت شده، اساساً ناشي از بادها و جريانهاي دريائي است كه هر دو بصورت جريانهاي آشفته، اعمال ميگردند. آئين نامه هاي گوناگون عمدتاً با توجه به وزن كشتي، حداكثر نيروي كششي ايجاد شده در مهاربند را به صورت نيروهاي متمركز تعيين مي كنند. آنچه در ادامه ميآيد روش آئين نامه ژاپن در تعيين نيروي مهاربندي كشتي هاست. (1991، مرجع6)
در تعيين اين نيرو موارد زير قابل طرح است:
الف) نيروي كششي بولاردها، با توجه به وزن كل كشتي در جدول (3-5) نشان داده شده است. در طراحي، فرض مي شود كه نيروي مذكور به صورت افقي و نصف همين مقدار به طور همزمان در جهت قائم اثر مي كند.
ب) نيروي كشش، در مورد كشتيهائي كه در جدول (3-5) ارائه نشده است، بايد با توجه به شرائط آب و هوائي و دريا و ساختار تسهيلات مهاربندي و اندازه گيري هاي مقدار كشش در محل تعيين گردد.
جدول (3-5) تعيين نيروي مهاربندي براي كشتيهاي مختلف
نيروي مهاربندها (تن) | وزن كل كشتي (تن) |
15 | 500-200 |
25 | 1000-501 |
35 | 3000-1001 |
50 | 5000-3001 |
70 | 10000-5001 |
100 | 20000-10001 |
150 | 50000-20000 |
200 | 100000-50000 |
د) سربار ناشي از تغييرات سطح آب
بر اثر جزر و مد، سطح آب در ساعات مختلف تغيير نموده و اين تغييرات باعث ايجاد نيروي شناور مي گردد. تعيين نيرو به عنوان جزئي از بارهاي زنده در محاسبات اسكله ها حائز اهميت است. در خليج فارس و درياي عمان، آثار ناشي از تغييرات سطح آب زياد بوده و در طراحي بايد مد نظر قرار گيرد.
3-3-3- نيروي ناشي از تغيير شكل
اين نيروها كه بر اثر تغيير شكل به سازه اعمال مي گردد ممكن است در اثر تغييرات حرارت باشد كه مي تواند تنشهاي حرارتي در سازه ايجاد نمايد و يا اينكه ناشي از جابجائي خاك (اختلاف تست پي ها و تغيير مكان جانبي ديوار در اثر فشار خاك) و يا تغيير شكل سازه مجاور باشد.
3-3-4- نيروهاي ناشي از عوامل طبيعي
چه نيروهايي ناشي از پديدههاي طبيعي در حالت كلي از عوامل زير ناشي ميگردد؟
الف) نيروي ناشي از امواج
نيروي موج در موقعيت هاي مختلف و اشكال گوناگون سازه، اثرات متفاوتي بر جاي مي گذارد. رفتار موج در تعامل با سازه و با تعريف پارامتر بدون بعد كه در آن D قطر سازه و L طول موج است، در سه حالت بررسي مي شود:
(I) : در اين حالت موج از سازه تأثير ناچيزي پذيرفته و از تئوري اجسام كوچك[12] استفاده مي شود.
(II) : در اين حالت تئوري تفرق[13] حاكم خواهد بود.
(III) : در اين حالت مسئله انعكاس تعيين كننده بوده و لازم است كه از تئوري اجسام بزرگ[14] استفاده شود.
اسكله هاي شمع و عرشه در رده نخست قرار گرفته و به تعبير ديگر، چنين سازههائي رژيم كلي جريان را چندان تغيير نمي دهند. در برآورد نيروي ناشي از موج روشهاي مختلفي وجود دارد كه از مرسوم ترين و در عين حال ساده ترين اين روشها، روش موسوم به روش موريسون (Morison) و نيز روش استاندارد آمريكا است كه در ادامه، به صورت مختصر به آنها پرداخته مي شود. (1989، مرجع 8)
برآيند نيروهاي رانشي را در حالت حداكثر بصورت زير مي توان نوشت:
(3-8)
(3-9)
در روابط قبل پارامترها عبارتند از:
:Fm حداكثر نيروي موج ناشي از مجموع نيروهاي اينرسي (FI) و نيروي رانشي (FD) كه در جهت موج بر روي سازه عمل مي كند.
:Mm لنگر حداكثر ناشي از مجموع نيروي اينرسي (MI) و رانشي (MD) كه نسبت به سطح بستر دريا تعيين مي شود.
:Qm ضريبي كه با مشخص بودن از شكلهاي (3-5) تا (3-7) تعيين مي گردد.
ضريبي كه با مشخص بودن از شكلهاي (3-8) تا (3-10) تعيين مي گردد.
W مطابق رابطه زير تعريف مي شود:
(3-10)
در محاسبه W، D قطر شمع و H ارتفاع موج است.
شكل
مقدار fDM از رابطه زير قابل محاسبه مي باشد.
(3-12)
نيروي حداكثر نيز مطابق رابطه زير تعريف مي شود.
(3-13)
كه در آن
(3-14)
مقدار Qm از اشكال (3-5) تا (3-7) بدست مي آيد.
:fm نيروي افقي وارد بر شمع در عمق Z مي باشد. با انتخاب مقادير مختلف براي Z مي توان نمودار توزيع نيروهاي افقي را بدست آورد.
كه انديس n بيانگر شماره شمع بوده و Ln و وي شكل مشخص شده اند. اگر فاصله شمعها به حد كافي زياد باشد، مي توان هر يك از شمعها را به صورت تنها در نظر گرفته و آناليز نمود به نحوي كه هر شمع روي ديگري اثري نخواهد داشت. در بخشهاي قبل در رابطه موريسون تغييرات نيروي موج، نسبت به زمان مشاهده شد. زاويه فاز را مي توان به صورت زير نشان داد كه در آن L طول موج و T پريود موج است.
روابط مربوط به نيروهاي اينرسي و رانشي، در محاسبه نيروهاي وارد بر يك شمع منفرد و با استفاده از تئوري موج خطي، به صورت زير خواهد بود.
(3-15)
(3-16)
روابط فوق براي يك شمع در موقعيت X=0 است و ممكن است به شكل كلي با جانشين كردن جديد بكار برده شود، يعني به جاي قرار داده شود.
با تشكيل جداولي، محاسبه كل نيروهاي افقي F(X) و لنگر حول سطح كف دريا، M(X) بعنوان تابعي از ارتفاع موج امكان پذير مي گردد. با انتخاب مبدا مختصات (شمع مبنا) در يك وضعيت جديد X=X2 نسبت به ارتفاع موج طرح، كل نيرو و لنگر وارد به گره شمع با روابط زير قابل محاسبه مي باشد.
(3-17)
(3-18)
5-1- مقدمه
در اين فصل ضمن جمع بندي كليه نتايج حاصل از تحليلهاي كامپيوتري و مطالب ارائه شده در فصول گذشته سعي شده است كه به يك نتيجه گيري مطلوب در بررسي رفتار انواع اسكله هاي شناور برسيم و در نهايت ضمنم ارزيابي نتايج حاصل از رفتار سنجي عمومي و رفتار سنجي تحت تركيبات بارگذاري و همچنين در نظر داشتن مسائل مربوط به جانمايي اعضاء مهاربند، محدوديتهاي كاربري و پايداري و… به نتيجه گيري كلي در انتخاب ابعاد بپردازيم.
5-2- ارزيابي عوامل موثر بر طراحي
1- بار زنده گسترده:
بار زنده گسترده كه براساس نوع كاربري اسكله مقادير متنوعي مي تواند داشته باشد در آرايشهاي خاصي مي تواند مشكل ساز باشد و طراحي ها را تحت تأثير قرار دهد مهمترين آرايش در يان خصوص بارگذاري نيم دهانه پانتون است كه در پانتون ابتدايي يك اسكله نتايج فرو رفت و شيب حداكثر قابل ملاحظه اي ايجاد مي كند.
2- بار زنده متمركز:
بار متمركز در نواحي گوشه هاي پانتونها به خصوص در پانتونهاي سر زنجيره نتايج قابل توجهي ايجاد مي كند. نتايج نشان داده است كه بار متمركز در سومين گوشه پانتون ابتدايي (مطابق شكل3-20) بحراني ترين نتايج فرو رفت و شيب طراحي را باعث مي گردد.
3- بار وسايل متحركم بر اسكله:
در اين خصوص پس از بررسي رفتار وانت، كاميون و جرثقيل بر اسكله هاي تعريف شده، ديده مي شود كه هر سه مورد متفقاً در شرايط واقع شدن در ابتداي پانتونها بخصوص پانتون اول، فرو رفت و شيب قابل ملاحظه اي ايجاد مي كند كه اين مطلب در مورد كاميون به دليل بزرگ بودن نسبي بار چرخها و نزديكي نسبي فواصل آنها بهم (نسبت به جرثقيل) از بقيه بحراني تر مي باشد.
4- نيروهاي وارد بر بولارد:
اين نيروها خطرسازترين نيرو از نظر پايداري اسكله هستند مولفه در راستاي قائم اين دسته نيروها كه در مورد اسكله هاي شناور در تقريباً همه موارد به صورت نيروي بالابر مي باشد در شرايط اثر بر ابتداي پانتونهاي درون زنجيره (بخصوص پانتون دوم) نتايج بسيار بحراني پديد مي آورد. اين بالا برندگي در برخي از موارد حتي منجر به جدا شدن بخشي از كف پانتونها از آب مي گردد كه در عمل استفاده از آن مدول را براي كاربري مورد نظر منتفي مي سازد. علاوه بر اين نيروي بالابر در پانتونهاي مجاور محل اثر خود باعث پيدايش شيبها و فرو رفت هاي بسيار شديد مي گردد كه گاهي بنا به محدوديتهاي كاربري منجر به رد يك مدول انتخابي مي شود. مولفه هاي عرضي و طولي اين دسته از نيروها نيز توسط عناصر نيروگير مهاري (شمع ها در اين حالت) تحمل مي شوند و تاثيري در فرو رفت و شيب اسكله نخواهند داشت و تنها در بحثهاي سازه اي و تعيين مدول مناسبي كه بتواند ضمن تحمل لنگرهاي حاصل در بدنه خود، قابليت انتقال اين نيروها به عناصر باربر جانبي را نيز داشته باشد مطرح خواهد شد.
اين نيروها علاوه بر تاثيرگذاري مستقيم بر سيستم سازه اي درون بدنه پانتون و گاهي ابعاد پانتون، تعيين كننده جانمايي و طراحي مقاومتي شمع هاي مهاري نيز هستند.
5- نيروهاي حاصل از پهلوگيري:
اين نيروها كه نيروهاي فندر ناميده مي شوند در عمل توسط عناصر باربر جانبي تحمل مي گردند نيروي وارد بر فندر بر فرو رفت و شيب اسكله تأثير چنداني ندارد و در عمل براي تعيين جانمايي و طراحي مقاومتي عناصر باربر جانبي و همچنين لنگرهاي وارد بر بدنه پانتون (كه در طراحي سازه اي بدنه كاربرد دارند) كاربرد خواهند داشت.
6- عوامل محيطي:
اصولاً اثرات باد و جريان در طراحي اسكله هاي شناور به طور ضمني در ارقام اتخاذ شده براي نيروهاي وارد بر بولارد و فندر لحاظ شده اند. اثرات موج نيز در اكثر موارد به دليل كوچكي در حوضچه احداث اسكله شناور، تأثير قابل توجهي بر طراحي آن ندارند.
5-3- ارزيابي رفتار عمومي اسكله هاي شناور تحت بارگذاري مختلف
چنانچه بخواهيم با مرور مطالب ارائه شده در فصل چهارم به يك جمع بندي كلي در مورد رفتار اين اسكله ها در مقابل بارهاي تعريف شده بپردازيم مي توان نتايج مهم زير را بر شمرد.
1- بار گسترده زنده به صورت كامل بر يك پانتون
الف) در بارگذاري كامل پانتونها، بارگذاري تعداد كمتري پانتون در سر زنجيره شرايط بحراني تر ايجاد مي كند. بارگذاري كامل پانتون اول بيشترين فرو رفت و شيب طولي را در اين حالت پديد مي آورد.
ب) افزايش طول پانتونها در حالت كلي در شرايط بارگذاري پانتونهاي سر زنجيره اثر كاهنده و در بارگذاري پانتونهاي ميان زنجيره اثر افزاينده اي بر فرو رفت دارد اما در مجموع همواره نتايج حاصل از فرو رفت پانتونهاي سر زنجيره مقادير بزرگتري دارند و نقش تعيين كننده خواهند داشت.
پس در مجموع مي توان با اين نگرش اعلام كرد كه افزايش طول پانتون در نهايت منجر به مقادير فرو رفت كمتري خواهد شد.
ج) افزايش طولي پانتونها در هر شرايطي از بارگذاري، كاهش شيب حداكثرطولي را در پي خواهد داشت.
د) افزايش طولتا حدي در بهبود شرايط فرو رفت و شيب حداكثر موثر خواهد بود و از طولهاي خاصي به بعد عملاً چندان موثر نخواهد بود.
2- بار گسترده زنده بر نيمي از سطح پانتون
الف) اين مدل بارگذاري به دو صورت نيمه راست و نيمه چپ قابل اجرا مي باشد و بارگذاري نيمه چپ به ويژه بر پانتون اول بيشترين فرو رفت و شيب حداكثر را در انواع حالت بارگذاري گسترده خواهد داشت.
ب) افزايش طول پانتون در شرايطي كه بارگذاري روي پانتون اول باشد بر مقدار فرو رفت تأثير چندان موثري ندارد ولي در پانتونهاي بارگذاري شده مياني باعث افزايش فرو رفت مي شود.
ج) افزايش طولي در هر شرايط بارگذاري در اين حالت، باعث كاهش شيب حداكثر خواهد شد.
د) شيب حداكثر حاصل از بارگذاري نيم دهانه بر پانتونهاي مياني با جابجا شدن محل پانتون بارگذاري شده عملاً تغيير محسوسي نمي كند.
3- بار گسترده زنده بر ربع سطح پانتون
الف) بارگذاري ربعهاي اول و سوم نسبت به دوم و چهارم ماكزيمم فرو رفت و شيب حداكثر بيشتري را پديد مي آورند كه اين مطلب در بارگذاري ربع سوم از پانتون اول بحراني ترين شرايط را مي دهد.
ب) افزايش طول پانتون در اين حالت بارگذاري اثر قابل توجهي بر ماكزيمم فرو رفت ندارد ولي باعث كاهش شيب حداكثر خواهد شد.
4- بار متمركز
الف) بار متمركز در گوشه سوم پانتونها نتايج بحراني تري مي دهد كه در مورد گوشه سوم پانتون اول اين نتايج به حداكثر خود مي رسند.
ب) اثر افزايش طول بر ماكزيمم فرو رفت به صورت يك رفتار ابتدا نزولي و سپس صعودي است به عبارت ديگر در طول خاصي (حدود 21 متر در مدول هاي انتخابي اين تحقيق) به مينيمم خود مي رسد.
ج) شيب حداكثر با افزايش طول پانتونها كاهش مي يابد.
5- وسايل نقليه متحرك و جرثقيل
الف) واقع شدن اين وسايل در ابتداي هر پانتون شرايط بحراني را پديد مي آورد كه اين مطلب بر پانتون اول بيشترين فرو رفت و شيب حداكثر را باعث خواهد شد.
ب) افزايش طول پانتونها باعث كاهش ماكزيمم فرو رفت و شيب حداكثر خواهد شد كه اين مطلب از طولهاي خاصي به بعد عملاً بي تأثير خواهد شد.
ج) افزايش طول پانتون در مورد بارگذاري چرخ جرثقيل سريعتر باعث كاهش ماكزيمم فرو رفت مي گردد و اين به دليل فاصله بيشتر محورهاي آن از هم مي باشد.
6- نيروي بولارد
اعمال مجموعه مولفه هاي اين نيرو در گرههاي اوليه پانتون دوم بحراني ترين شرايط را ايجاد مي كند كه دو تا سه پانتون مجاور خود را نيز تحت تأثير قرار ميدهد.
5-4- نحوه ارزيابي عملكرد اسكله هاي شناور در بارگذاري تركيبي
همانطور كه در بخش 4-5 ديده شد در مورد هر سه تيپ اسكله و با طول و عرضهاي مختلف مدولهاي انتخابي نتايج متفاوتي بدست مي آيد كه در جداول 4-1 تا 4-9 ارائه شده اند در اين حالت با توجه به نكات زير ارزيابي لازم در مورد هر گزينه را انجام مي دهيم:
الف) در مورد هر سه تيپ اسكله جدا شدن تماس پانتون با آب به منزله نامناسب بودن آن گزينه مي باشد.
ب) در اسكله هاي تيپ مسافري (تيپ اول) حداكثر شيب مجاز 5% و حداكثر فرو رفت به دليل ايجاد ايمني و آسايش مسافران 50 سانتي متر اتخاذ مي گردد و گزينههايي كه تامين كننده اين شروط نباشند مردود خواهند بود.
ج) در اسكله هاي تيپ دوم و سوم حداكثر شيب مجاز با توجه به عريض بودن پانتونها و ايمني لازم به ترتيب 6% و 7% اختيار مي شوند.
د) در مورد ماكزيمم فرو رفت مجاز در مورد اسكله هاي تيپ دوم و سوم محدوديتي قائل نمي شويم زيرا ارقام حاصل از بارگذاري تركيبي با اعمال آني همه بارهاي تعريف شده بدست مي آيند. اين در حالي است كه عملاً اين بارها طي زمان و به طور جداگانه اعمال مي شوند و با هم تركيب مي شوند. لذا فرو رفت كل حاصل از تحليل در عمل مجموع دو يا چند فرو رفت نسبي است كه پس از هر اعمال بار بوجود مي آيد و حتي بحراني ترين آنها يعني بولارد هم به تنهايي فرو رفتي در حدود مجاز تعريف شده در مراجع [5] كه معمولاً cm50 است خواهد داشت.
5-5- نتيجه گيري نهايي در مورد مدول مناسب
با توجه به نتايج فصلهاي سوم و چهارم اكنون به قضاوت نهايي در مورد مدولهاي مناسب هر تيپ اسكله خواهيم پرداخت.
5-5-1- اسكله تيپ اول (مسافري)
الف) عرض 3 متر
اين مدل از نظر تعداد تكيه گاههاي لازم براي عنصار باربر جانبي مشكل خاصي ندارد و با توجه به نتايج حاصل از بارگذاري تركيبي، استفاده از مدولهاي به طول 9 متر از نظر شيب مجاز دچار مشكل خواهد شد لذا استفاده از مدولهاي به طول 12 متر به بالا بلامانع مي باشند.
ب) عرض 4 متر
در اين مدل نيز تعداد تكيه گاهها محدوديتي ايجاد نمي كند مدول 9 متري از نظر شيب، اندكي از حد مجاز تجاوز مي كند. لذا مدولهاي 12 متر به بالا توصيه ميشوند.
ج) عرض5 متر
در اين مدل به دليل عريض بودن نسبي اسكله و كوچك بودن نسبي بارهاي وارد بر اسكله تيپ اول، هيچ محدوديتي نداشته و از كليه مدولهاي از 9 متر الي 60 متري مي توان استفاده كرد.
5-5-2- اسكله تيپ دوم (باربري سبك)
الف) عرض 5 متر
در اين مدل پانتونهاي با طول كوچكتر از 18 متر از نظر شيب مقادير بالاتر از حد مجاز خواهند داشت. از سويي بزرگ بودن نسبي نيروهاي جانبي وارد بر اسكله و بزرگ شدن ابعاد اعضاء نيروگير جانبي نيز براي پانتونهاي 9 و 12 و بخصوص 15 متري (به دليل نياز به سه تكيه گاه در طول خود) عامل محدود كننده اي است كه انتخاب آنها را مردود مي نمايد. لذا پانتونهاي 18 متر و بزرگتر پيشنهاد مي گردند.
ب) عرض 6 متر
در اين مدل نيز پانتونهاي با طول 18 متر و بيشتر شيبهاي مجايز خواهند داشت و محدوديت خاصي از نظر تعداد تكيه گاه نخواهند داشت.
ج) عرض 8 متر
در اين مدل نيز پانتونهاي با طول 18 متر و بزرگتر مجاز خواهند بود.
5-5-3- اسكله تيپ سوم (باربري نيمه سنگين)
الف) عرض 6 متر
در اين مدل به دليل بزرگي نيروهاي جانبي، بخصوص بولارد، محدوديتهاي زيادي ايجاد مي شود. مدولهاي 9، 12 و 15 متري به دليل نياز به سه تكيه گاه و قطور بودن نسبي تكيه گاهها و ايجاد فاصله آزاد اندك بين تكيه گاهها از نظر اجرايي و تأثير رفتاري شمعها (يا گروه شمعها) بر هم مناسب نيستند. پانتونهاي 18 و 21 متري نيز كه نياز به چهار تكيه گاه دارند تقريباً همين مشكل را دارند.
از سوي ديگر پانتونهاي تا طول 30 متر تحت اثر مولفه بالابر نيروي بولارد در تركيب بارگذاري بحراني ارائه شده، در نقاطي از وجوه در تماس خود با آب از آب جدا مي شوند و عملاً مردود خواهند بود. لذا از اين گروه فقط پانتونهاي 45 و 60 متري مقبول خواهند بود كه از نظر شيب حداكثر هم مشكلي ندارند.
ب) عرض 7 متر
در اين مدل پانتونهاي با طول 18 متر و بيشتر از آب جدا نمي شوند و مناسب خواهند بود اما از نظر شيب حداكثر مجاز و تعداد تكيه گاههاي لازم در عمل پانتونهاي با طول 24 متر به بالا مناسب خواهند بود.
ج) عرض 8 متر
در اين مدل نيز پانتونهاي با طول 18 متر و بيشتر از آب جدا نمي شوند ولي در عمل با توجه به شيب حداكثر مجاز و تعداد تكيه گاههاي لازم، پانتونهاي با طول 24 متر به بالا مناسب خواهند بود.
نتايج حاصل را مي توان در قالب جدول 5-1 ارائه كرد:
جدول 5-1: طول پيشنهادي پانتونها براي هر تيپ اسكله
5-5-4- تعيين ارتفاع مناسب براي هر مدول
براي اين منظور با توجه به اصول پايداري ارائه شده در فصل سوم و نتايج فرو رفت حاصل در فصل چهارم، ارتفاع مناسب هر تيپ اسكله را در عرضهاي مختلف ميپاييم.
به عنوان مثال براي اسكله تيپ اول با عرض 3 متر با اتخاذ نسبت پايدار (كه در بخش 3-2 ارائه شد) خواهيم داشت:
از طرفي ماكزيمم فرو رفت بدست آمده در تحليل اين مدول حدود 80 سانتيمتر ميباشد. لذا با فرض ارتفاع آزاد حدود 20 سانتيمتر مي توان h=1m را پيشنهاد داد. ساير نتايج بهمين ترتيب محاسبه و در جدول 5-2 ارائه شده اند.
جدول 5-2: ارتفاع پانتونها در تيپهاي مختلف
5-6- نتيجه گيري كلي
1- بارهاي موثر بر اسكله هاي شناور متنوع بوده و هر يك به گونه اي مي توانند شرايط بحراني را در طراحي ايجاد كنند كه الگوي تاثيرگذاري هر يك از اين بارها در اين تحقيق به طور كلي ارزيابي گرديد.
2- عرض مناسب براي هر نوع اسكله براساس نوع كاربري تعيين شد.
3- با داشتن نيروهاي جانبي وارد بر اسكله و در نظر گرفتن مقاومت قابل تحمل سيستم سازهاي بدنه مي توان صرفنظر از مسائل مربوط به طراحي عناصر نيرو بر جانبي تعداد و موقعيت آنها را نسبت به هم پيش بيني كرد.
4- با اتخاذ يك سري بارهاي الگو براي سه تيپ اسكله تعريف شده و ايجاد تركيبات تعيين كننده مي توان با تحليل كامپيوتري حداقل طولهاي لازم براي پانتونهاي هر نوع اسكله با عرضهاي متفاوت را يافت.
5- ارتفاع پانتون در هر حالت براساس ماكزيمم فرو رفت مشاهده شده در نتايج حاصل از تحليل تحت تركيبهاي بارگذاري، در نظر گرفتن يك ارتفاع آزاد و تامين حداقل ارتفاع لازم براي پايداري بدست مي آيد.
2-3-1- شمعهاي چوبي
شمعهاي چوبي قديمي ترين نوع شمع هستند كه هنوز هم به طور بسيار محدود استفاده مي شود. سابقاً براي حفاظت شمع از حملات دريايي، چوب را با پوست در زمين مي كوبيدند. اما امروزه شمعها چوبي را با كروزوت يا آرسنات كرومات مس اصلاح مي كنند. بعضي چوبها به طور طبيعي در مقابل حملات دريايي مقاوم هستند. اما به هر حال تمام چوبها بايد براي پوسيدگي در مقابل آب دريا حفاظت شوند.
باربري معمولي اين شمعها 15 تا 20 تن مي باشد ولي تا 30 تن هم مي توان اين ظرفيت را بالا برد. طول متداول شمعهاي چوبي حدوداً 15 تا 20 متر مي باشد كه در شرايط استثنايي تا طول 35 متر نيز قابل اجراست. حالت باريك شونده شمع چوبي و ضريب اصطكاك منطقي بين خاك و چوب، اين شمعها را براي باربري اصطكاكي مناسب مي كند. البته اين شكل باريك شونده در شرايط نيروهاي كششي از ظرفيت شمع مي كاهد. ظرفيت نوك شمع نيز گاهي قابل توجه مي باشد به خصوص وقتي كه سطح نوك شمع بزرگ باشد. اما چنانچه روي باربري نوك شمع حساب شود، لازم است طراح به شكستن چوب و ترك خوردگي آن نيز توجه كند.
2-3-2- شمع بتني لوله اي و توپر
شمعهاي بتني پيش تنيده، كه امروزه از رايج ترين شمعهاي پر ظرفيت مي باشد ميتواند با شكل، قطر و طولهاي مختلف توليد شود. پيش تنيدگي سبب مي شود شمع قابليت بيشتري در تحمل خمش و تنش هاي كششي ناشي از وزن شمع در هنگام حمل، از خود نشان دهد.
هر چند شمعهاي بتني پيش تنيده، بيشتر براي باربري جداره ساخته مي شوند، اما ميتوان روي باربري نوك آنها نيز حساب كرد. ظرفيت اين شمعها بيشتر از 120 تن است و طول آنها نيز معمولاً بيش از 35 متر مي باشد.
به منظور جلوگيري از خرابي نوك اين شمعها، معمولاً يك ورق فولادي در نوك آن كوبيده مي شود. در خاكهاي سفت از يك قطعه -H شكل فولادي در نوك شمع استفاده مي شود.
لوله هاي بتني پيش تنيده نيز در مواردي كه نيروهاي قائم و افقي زيادي به سازه وارد مي شود. مورد استفاده قرار مي گيرد. مزيت استفاده از شمعهاي لوله اي در ظرفيت خمشي بيشتر آنها نسبت به ظرفيت شمعهاي توپر با وزن مساوي مي باشد. اين شمعها را مي توان بصورت صندوقه نيز در خاكهاي خوب مورد استفاده قرار داد.
مهندسين طراح بايد در تعيين طول شمع بتني، دقت زيادي نمايند. هرچند روشهاي مختلفي در اتصال قطعات اين شمعها به همديگر وجود دارد.
[1] . off-shore
[2] . on-shore
[3] . Suspended-Deck Structures
[4] . Open-Type Structures
[5] . Casing
[6] . Cap Beam
[7] . River Harbour
[8] . Passive
[9] . Quay Wall
[10] . Yawing
[11] . Rolling
[12] . Small Body
[13] . Diffraction
[14] . Larg Body