اصطلاحات پروژه 2

چند اصطلاح پرکاربرد در پروژه های صنعت نفت را که مطابق زبان رسمی پروژه ها، انگلیسی هستند معرفی کنم. هرچند این اصطلاحات مختص پایپینگ نیستند، هر مهندس پایپینگ باید با این اصطلاحات آشنا باشد.

 

اکثر این اصطلاحات مخفف هستند، که نخست کامل آنها آورده شده و سپس شرح داده شده اند. 

 

 KOM (kickoff meeting)

 

 

kickoff به معنی اولین ضربه ای است که در یک بازی فوتبال به توپ زده می شود. یعنی جلسه ای که طرفین قرارداد با هم برگزار کرده و ابهام ها را برطرف می کنند. این جلسه اولین جلسه ای است که گروه پروژه با کارفرما برگزار می کند و در آن به هر مساله ای که نیاز به بررسی داشته باشد، پرداخته می شود. از بررسی نقشه ها و ابعاد و اندازه ها تا جنس مواد مصرفی، نحوۀ ساخت، چگونگی حمل، زمان تحویل، (در صورت نیاز) خدمات پس از فروش، و موارد دیگر.

PIM (pre-inspection meeting)

جلسه ای است که پیش از ساخت یک کالای صنعتیِ از پیش سفارش داده برگزار شده و قرارداد نهایی می شود. این جلسه برخلاف KOM که معمولا در دفتر کارفرما برگزار می شود، محل برگزاری اش در کارخانه سازنده است و طی آن از دستگاهها و فرایند ساخت نیز بازدید می شود.

TPA (third party authorities)

نهاد شخص سوم. شرکتی که به عنوان حَکَم میان کارفرما و پیمانکار یا فروشنده عمل کرده و وظایف نظارتی کارفرما بر پیمانکار یا سازندۀ تجهیزات و اقلام را بر عهده می گیرد و کیفیت آنها را تضمین می کند. این شرکت ها معمولا شرکت های معتبر و بین المللی هستند و کارهای کنترل کیفیت را در زمینه های گوناگون انجام می دهند. در پروژه های نفت، گاز و پتروشیمی دو وظیفۀ مختلف بر عهدۀ این شرکت ها گذاشته می شود. وظیفۀ اول انجام مراحل بازرسی پایپینگ مثل لاین چک، هیدروتست و غیره؛ و وظیفۀ دوم نظارت بر تولید اقلام پایپینگ و تجهیزات پالایشگاه در محل کارخانۀ سازنده است، که برای نمونه می توان بازرسی از ساخت لوله ها و دیگر اقلام پایپینگ و تجهیزات ثابت، انجام تست های عملکردی تجهیزات دوار و تجهیزات برقی و ابزار دقیق را نام برد.

Buyback contract

قرارداد بیع متقابل. در این قرارداد پیمانکار خود سرمایۀ لازم برای ساخت کارخانه (پالایشگاه، پتروشیمی، تاسیسات استخراج نفت و ...) را تامین می کند و اصل سرمایه و سود آن را مطابق قرارداد از درآمد حاصل از فروش محصولات کارخانه (گاز یا فرآورده های نفتی، محصولات پتروشیمی یا نفت خام) پس می گیرد. در این نوع از قرارداد پیمانکارِ تامین کننده سرمایه، خود به نوعی کارفرماست و معمولا برای ساخت کارخانه پیمانکار دیگری استخدام می کند. مالک در این نوع قرارداد اختیارات کمی دارد و قدرت نظارتی چندانی به او سپرده نمی شود. مثلا برای انجام فرایندهای نظارتی برای مالک FIN صادر نمی شود.

Finance contract

 

قرارداد فاینانس. اصل این کلمه به معنی تامین سرمایه توسط بانک های خارجی در قالب وام است. اما معنی آن در قراردادهای نفت و گاز این است که  در این نوع از قرارداد سرمایه مورد نیاز برای ساخت کارخانه از سوی مالک تامین شده و مالک نقش کارفرما را هم بازی می کند. مالک می تواند بر همۀ امور نظارت کرده و در همۀ فرایندهای نظارتی برای او FIN صادر می شود. از پروژه های توسعۀ پارس جنوبی قرارداد فازهای 1، 2و3، 4و5، 6و7و8، و 12 (که ظرفیتی برابر سه فاز پارس جنوبی دارد) از نوع بیع متقابل است و قرارداد بقیه فازها مثل 9و10، 15و16، 17و18، 20و21، 13، 14، 24-22 و 19 از نوع فاینانس است.

EPC (engineering, procurement, construction)

به معنی مهندسی (طراحی)، خرید و اجرا (ساخت) است؛ یعنی سه کاری که طی انجام هر پروژه باید انجام شود. معمولا 5 تا 10 درصد از هزینه پروژه صرف طراحی، 60 تا 65 درصد صرف خرید اقلام و تجهیزات لازم و 30 تا 35 درصد هم صرف اجرای پروژه می شود. در پروژه EPC هر سه کار فوق به پیمانکار سپرده می شود. اما همه پروژه ها EPCنیستند و کارفرما می تواند برخی از این کارها را به پیمانکار سپرده و برخی دیگر را خود انجام دهد یا به پیمانکار دیگری سفارش دهد.

FIN (field inspection notification)

اعلامیه بازرسی در سایت. برگه ای پیمانکار جزء در چند نسخه آماده کرده و مطابق آن از ناظران (که می تواند شامل ناظران کارفرما، پیمانکار اصلی و TPA باشد) برای یک فرایند بازرسی دعوت می کند. درباره پایپینگ این بازرسی می تواند شامل موارد پیش گفته لاین چک، cleaning، هیدروتست، draining و reinstatement باشد.

اصطلاحات پروژه

AVL (Approved Vendor List) فهرست فروشندگان مورد تایید. بسیاری از وزات خانه ها و شرکت های بزرگ، فهرستی دارند از شرکت هایی که خریدهای شان را از آن شرکت ها انجام می دهند که این قانون دربارۀ وزارت نفت و شرکت های بزرگ نفتی مثل پالایشگاه ها و پتروشیمی ها هم صادق است. در این فهرست ها جدولی هست که در آن دربارۀ هر کالای مصرفی در ساخت پروژه های نفت و گاز یا مورد استفاده در تعمیرات و نگهداری کارخانجات فرایندی، نام شرکت های تامین کنندۀ این کالاها آورده شده و پیمانکاران تنها مجازند کالای مورد نیاز برای اجرای پروژه را از این فروشندگان تامین کنند، مگر در شرایط اضطراری که با تایید کارفرما می توان از خارج از فهرست کالای مورد نیاز را تامین نمود. قرار گرفتن در این فهرست برای شرکت ها ارزش بالایی دارد. ACL (Approved Contractor List) فهرست پیمانکاران مورد تایید. همانند AVL، شرکت های پیمانکار در پروژه های نفت و گاز دارای رتبه های خاصی هستند که سقف قراردادی که می توانند به عنوان پیمانکار ببندند را محدود می کند. این لیست پیمانکاران اصلی حاضر در پروژه های نفت و گاز را موظف می کند پیمانکاران جزء زیرمجموعه شان را از میان شرکت های معتبر و مورد تایید انتخاب کنند؛ هرچند که در بعضی از پروژه ها زیاد به این فهرست توجهی نمی شود، ولی تجربه نشان داده چنانچه پیمانکاران بر اساس سوابق شان مورد ارزیابی قرار گرفته و پروژه ها به شرکت های خوش نام سپرده شود، ولو با هزینۀ بالاتر، نتیجۀ کار در پایان بهتر خواهد بود. AFC (Approved For Construction) تایید شده برای اجرا. نقشه هایی که در یک پروژه طراحی می شود، تا به مرحلۀ اجرا برسد بارها مورد بازبینی (revision) قرار می گیرند که این بازبینی ها از عوامل مختلف همچون تغییر در فرایند، تا مسایل ایمنی، محدویت های فضایی و ... ناشی می شود و چنانچه نقشه ای پس از اجرا دچار بازبینی شود باعث دوباره کاری خواهد شد. پس نقشه را خیلی زود نمی توان به واحد اجرا سپرد، چون ممکن است دچار تغییرات شود. از طرفی تاخیر در تحویل نقشه به واحد اجرا باعث تاخیر در راه اندازی پروژه می شود. بنابراین در زمانی بهینه که احتمال تغییرات اساسی پایین است و بدون تاخیر بی مورد، نقشه ها توسط کارفرما برای اجرا تایید شده و تحویل پیمانکار اجرایی می شود که برای مشخص شدن این نقشه ها، روی آنها یک مُهر AFC زده می شود، بدین معنی که پیمانکار مجاز است نقشۀ مورد نظر را اجرا کند. ITP (Inspection and Test Plan) برنامۀ بازرسی و تست. برنامه ای که جایگاه همۀ نهادها را در مراحل بازرسی و تست پروژه تعیین می کند. در این برنامه که به صورت جدول تهیه می شود، مراحل بازرسی و تست مثل لاین چک، cleaning، تست فشار، drying، reinstatement و ... در اول سطرها نام برده شده و نهادهای نظارتی مثل کارفرما، پیمانکار اصلی، TPA و پیمانکار اجرایی در بالای ستون ها نوشته می شود و جایگاه نظارتی هر کدام با حروف اختصاری مشخص می شود. در این جدول بالاترین درجۀ نظارتی Hold است که با حرف H نشان داده می شود و به معنی این است که تنها با حضور ناظر مورد نظر کار نظارتی انجام می شود و چنانچه ناظر حضور پیدا نکند، کار به زمانی دیگر موکول می شود. درجۀ بعدی W به معنای Witness (شاهد) است و معنی آن این است الزامی به حضور ناظر مورد نظر در زمان یاد شده نیست، اما چنانچه ناظر در زمان مورد نظر حضور پیدا نکرد، باید در زمان دیگری بازرسی اش را انجام داده و در صورت تایید، برگۀ بازرسی را امضا کند. درجۀ بعدی SW به معنی Spot Witness یعنی شاهد موردی است، بدین معنی که نیازی به حضور ناظر مورد نظر در همۀ کارهای نظارتی نیست و او می تواند در هر مورد که لازم دید دخالت کند. کمترین درجۀ دخالت در سیستم نظارتی R به معنی Review است، بدین معنی که ناظر مورد نظر می تواند اسناد ثبت شده از فرایند نظارت را مشاهده و بررسی کند. MC (Management Consultant) مشاور کارفرما (مدیریت). در شرایطی که شرکت کارفرما به علت کمبود نیروی انسانی (به طور اعم) یا کمبود نیروی انسانی آموزش دیده (به طور اخص) نتواند وظایف مدیریتی اش را به درستی انجام دهد، با شرکتی قرارداد می بندد که نیروی انسانی آموزش دیده را استخدام کرده و در اختیار شرکت کارفرما قرار می دهد و به ازای تعداد افراد استخدام شده مبلغی را از کارفرما دریافت می کند. در سالهای اولیۀ پروژه های عسلویه که شرکت های دولتی کارفرما در ساخت پروژه های گازی و پتروشیمی با کمبود نیروی انسانی با تجربه روبرو بودند، به کار گیری شرکت های MC رایج بود، اما در سال های اخیر این کار منسوخ شده است. FSQ (Field Subcontractor Query) درخواست (اصلاحی) پیمانکار اجرایی. نقشه هایی که برای اجرا به پیمانکار اجرایی تحویل داده می شود، به دلایل مختلف می تواند دارای اشکال بوده و نیازمند اصلاح باشد. برای اصلاح نقشه ها، دفتر فنی پیمانکار اجرایی درخواستی را خطاب به مهندسی کارگاهی تنظیم کرده و مشکل و راه حل پیشنهادی را (در صورت وجود) در آن توضیح می دهد و مهندسی کارگاهی (واحد مهندسی پیمانکار اصلی و شرکت های مشاور مستقر در سایت) در صورت وارد بودن اشکال، راه حل را روی همان برگه توضیح داده و در صورت نیاز نقشه های اصلاح شده را ضمیمۀ آن کرده و به پیمانکار اجرایی بازمی گرداند. بسته به اهمیت تغییرات انجام شده، FSQها به درجات مختلف از 1 تا 3 تقسیم می شوند که با بالا رفتن شماره از اهمیت مدرک کاسته می شود. مثلاً اصلاحات شامل تغییر فرایند در درجۀ 1 اهمیت قرار می گیرد. اصلاحاتی مثل تغییر سیال تست (آب به هوا یا برعکس) در درجۀ 2 اهمیت قرار گرفته و تغییرات جزیی مثل اصلاح اشکالات در ترسیم نقشه ها اهمیت درجۀ 3 دارد. معمولاً در پروژه ها، FSQهای درجۀ 1 و 2 باید به تایید واحد مهندسی کارفرما هم برسد تا قابلیت ابلاغ به پیمانکار اجرایی را داشته باشد. البته FSQهای درجۀ 3 هم برای کارفرما ارسال می شود و چنانچه کارفرما اشکالی در آنها بیابد می تواند با ارسال نامه، درخواست خود را مطرح کند. TQ (Technical Query) درخواست (اصلاحیۀ) فنی. چیزی شبیه FSQ با این تفاوت که در اینجا دیگر درخواست از طرف پیمانکار اجرایی مطرح نمی شود، بلکه پیمانکار اصلی یا شرکت های مشاور در مرحله ای از پروژه به این نتیجه می رسند که بخشی از طراحی دارای اشکال بوده و نیاز به اصلاح دارد. به این ترتیب با اعمال تغییرات (rev) در نقشه ها، آنها را همراه با مدرک TQ برای پیمانکار اجرایی ارسال می کنند.

دستورات اتوکد با استفاده از کیبورد

دستوارت اتوکد با استفاده از کیبورد
 
 
3A ==> 3DARRAY
3DO ==> 3DORBIT
3F ==> 3DFACE
3P ==> 3DPOLY
A ==> ARC
ADC ==> ADCENTER
AA ==> AREA
AL ==> ALIGN
AP ==> APPLOAD
AR ==> ARRAY
-AR ==> -ARRAY
ATT ==> ATTDEF
-ATT ==> -ATTDEF
ATE ==> ATTEDIT
-ATE ==> -ATTEDIT
ATTE ==> -ATTEDIT
B ==>  BLOCK
-B ==> -BLOCK
BH ==> BHATCH
BO ==> BOUNDARY
-BO ==> -BOUNDARY
BR ==> BREAK
C ==>  CIRCLE
CH ==> PROPERTIES
-CH ==> CHANGE
CHA ==> CHAMFER
CHK ==> CHECKSTANDARDS
COL ==> COLOR
COLOUR ==> COLOR
CO ==> COPY
CP ==> COPY
D ==>  DIMSTYLE
DAL ==> DIMALIGNED
DAN ==> DIMANGULAR
DBA ==> DIMBASELINE
DBC ==> DBCONNECT
DC ==> ADCENTER
DCE ==> DIMCENTER
DCENTER ==> ADCENTER
DCO ==> DIMCONTINUE
DDA ==> DIMDISASSOCIATE
DDI ==> DIMDIAMETER
DED ==> DIMEDIT
DI ==> DIST
DIV ==> DIVIDE
DLI ==> DIMLINEAR
DO ==> DONUT
DOR ==> DIMORDINATE
DOV ==> DIMOVERRIDE
DR ==> DRAWORDER
DRA ==> DIMRADIUS
DRE ==> DIMREASSOCIATE
DS ==> DSETTINGS
DST ==> DIMSTYLE
DT ==> TEXT
DV ==> DVIEW
E ==> ERASE
ED ==> DDEDIT
EL ==> ELLIPSE
EX ==> EXTEND
EXIT ==> QUIT
EXP ==> EXPORT
EXT ==> EXTRUDE
F ==> FILLET
FI ==> FILTER
G ==> GROUP
-G ==> -GROUP
GR ==> DDGRIPS
H ==>  BHATCH
-H ==> HATCH
HE ==> HATCHEDIT
HI ==> HIDE
I ==>  INSERT
-I ==> -INSERT
IAD ==> IMAGEADJUST
IAT ==> IMAGEATTACH
ICL ==> IMAGECLIP
IM ==> IMAGE
-IM ==> -IMAGE
IMP ==> IMPORT
IN ==> INTERSECT
INF ==> INTERFERE
IO ==> INSERTOBJ
L ==>  LINE
LA ==> LAYER
-LA ==> -LAYER
LE ==> QLEADER
LEN ==> LENGTHEN
LI ==> LIST
LINEWEIGHT ==> LWEIGHT
LO ==> -LAYOUT
LS ==> LIST
LT ==> LINETYPE
-LT ==> -LINETYPE
LTYPE ==> LINETYPE
-LTYPE ==> -LINETYPE
LTS ==> LTSCALE
LW ==> LWEIGHT
M ==>  MOVE
MA ==> MATCHPROP
ME ==> MEASURE
MI ==> MIRROR
ML ==> MLINE
MO ==> PROPERTIES
MS ==> MSPACE
MT ==> MTEXT
MV ==> MVIEW
O ==>  OFFSET
OP ==> OPTIONS
ORBIT ==> 3DORBIT
OS ==> OSNAP
-OS ==> -OSNAP
P ==>  PAN
-P ==> -PAN
PA ==> PASTESPEC
PARTIALOPEN ==> -PARTIALOPEN
PE ==> PEDIT
PL ==> PLINE
PO ==> POINT
POL ==> POLYGON
PR ==> PROPERTIES
PRCLOSE ==> PROPERTIESCLOSE
PROPS ==> PROPERTIES
PRE ==> PREVIEW
PRINT ==>  PLOT
PS ==> PSPACE
PTW ==> PUBLISHTOWEB
PU ==> PURGE
-PU ==> -PURGE
R ==>  REDRAW
RA ==> REDRAWALL
RE ==> REGEN
REA ==> REGENALL
REC ==> RECTANG
REG ==> REGION
REN ==> RENAME
-REN ==> -RENAME
REV ==> REVOLVE
RO ==> ROTATE
RPR ==> RPREF
RR ==> RENDER
S ==>  STRETCH
SC ==> SCALE
SCR ==> SCRIPT
SE ==> DSETTINGS
SEC ==> SECTION
SET ==> SETVAR
SHA ==> SHADEMODE
SL ==> SLICE
SN ==> SNAP
SO ==> SOLID
SP ==> SPELL
SPL ==> SPLINE
SPE ==> SPLINEDIT
ST ==> STYLE
STA ==> STANDARDS
SU ==> SUBTRACT
T ==>  MTEXT
-T ==> -MTEXT
TA ==> TABLET
TH ==> THICKNESS
TI ==> TILEMODE
TO ==> TOOLBAR
TOL ==> TOLERANCE
TOR ==> TORUS
TP ==> TOOLPALETTES
TR ==> TRIM
UC ==> UCSMAN
UN ==> UNITS
-UN ==> -UNITS
UNI ==> UNION
V ==>  VIEW
-V ==> -VIEW
VP ==> DDVPOINT
-VP ==> VPOINT
W ==>  WBLOCK
-W ==> -WBLOCK
WE ==> WEDGE
X ==>  EXPLODE
XA ==> XATTACH
XB ==> XBIND
-XB ==> -XBIND
XC ==> XCLIP
XL ==> XLINE
XR ==> XREF
-XR ==> -XREF
Z ==>  ZOOM

مخفف های کاریردی مهندسی

• SP: South Pars

 

• SRU :Sculpture Recovery Unit

• SPIFON :South Pars Integrated Fiber Optic Network

• TBE :Technical Bid Evaluation

• TIJD: Toyo , Idro , Jgc , Daelim ( consortium)

• U/G :Underground

• UPS: Uninterrupted Power Supply

• WBS: Work Breakdown Structure

• WP: Work Package

• WHP :Well Head Platform

 

• NPV: Net Present Value

• OPEX :Operational Expenditure

• PCS: Process Control System

• PDCS :Power Distribution Control System

• PFO :Process Flow Diagram

• PID :Piping & Instrument Diagram

• PPM :Parts Per Million

• PTR :Project Technical Review

• PDH :Plesiochronous Digital Hierarchy

• PO :Purchase Order

• PMS :Progress Measurement System

• PMT :Project Management Team

• PBG: Performance Bank Guarantee

• PWHT: Post Weld Heat Treatment

• QA: Quality Assurance

• QC: Quality Control

• RSH: Mercaptan

• SBM :Single Buoy Mooring

• ITR: Instrument Technical Room

• JMC :Joint Management Committee

• JV :Joint Venture

• KOM: KickOff Meeting

• KO :Drum Knockout Drum

• LAN :Local Area Network

• LLI :Long Lead Item

• LNG: Liquefied Natural Gas

• LPG: Liquefied Pressured Gas

• LOI :Letter Of Intent

• LTI :Lost Time Incident

• MEG :Mono Ethylene Glycol/Methyl Ethyl Glycol

• MMSCFD: Million Standard Cubic Foot / Day

• MOV :Motor Operated Valve

• MTO :Material TakeOff

• MDP: Master Development Plan

• NDT :Non Destructive Testing

• NGL :Natural Gas Liquid

• FEED :Front End Engineering & Design

• FID : Final Investment Decision

• FO : Fiber Optic / Fail Open

• FWKO : Free Water Knockout

• FPSO :Floating Production and Storage and Offloading

• GTG :Gas Turbine Generator

• HAZID :Hazards Identification

• HAZOP :Hazards & Operability

• HIPPS :High Integrity Pressure Protective System

• HSE :Health , Safety , Environment

• HV: High Voltage

• HVAC : Heating , Ventilation and Air Conditioning

• IFA: Issued For Approval

• IFC :Issued For Comment

• IFD: Issued For Design

• ICSS: Integrated Control & Supervisory System

• ITB: Invitation To Bid

.A/G :Above‐Ground

• AFC :Approve For Construction

• AP :Advance Payment

• BGCS: Booster Gas Compressor Station

• CAPEX: Capital Expenditure

• CFT :Call For Tender

• CBS: Cost Breakdown Structure

• CIS :Change In Scope

• COI :Change Order Instruction

• COR: Change Order Request

• DCS :Distributed Control System

• DSO :Disulfide Oil

• EIA: Environment Impact Assessment

• EPC : Engineering, Procurement, Constriction

• EPSCC :Engineering, Procurement, Supply, Construction Commissioning

• ESO :Emergency Shutdown

• FGS :Fire & Gas System